نگین صدق گویا
بیوگرافی نگین صدق گویا :
نگین صدق گویا متولد 1349 در تهران است و خواهر شیرین بینا است ، لیسانس اقتصاد از دانشگاه الزهرا دارد ، شروع فعالیتش از سال 1372 با فیلم تیک تاک بوده
جمله فعالیتهای هنری اش عبارتند از :تیک تاک محمدعلی طالبی – 1372رؤیای نیمه شب تابستان داریوش مودبیان – 1373بی قرار مجید قاری زاده – 1374مصائب عاشق فقیر حسینعلی لیالستانی – 1374زن امروز مجید قاری زاده -1375خلبان جمال شورجه – 1376واکنش پنجم تهمینه میلانی – 1381 انتخاب تورج منصوری – 1383 ابراهیم خلیل الله محمدرضا ورزی – 1384 کاغذدیواری زرد رامین لباسچی – 1384 به کجا چنین شتابان 1387 و….
مصاحبه با شیرین بینا در ادامه ی مطلب
چند ساله بودید كه پدرتان تلویزیون را برایتان به خانه آورد؟
حدوداً 9 ساله بودم. از آنجا كه پدرم قاضی دادگستری بود و به شهرهای مختلف برای قضاوت اعزام میشد، در شهرستان اهر، اولین برخوردم با تلویزیون شكل گرفت. یادم هست كه از مدرسه به خانه آمدم و دیدم كه پدرم یك تلویزیون RCI كمدی خریده است، آنقدر برای دیدن برنامههای تلویزیونی ذوق و شوق داشتیم كه فقط برفك تماشا میكردیم.
چرا برفك؟
قضیه این بود كه آن زمان اغلب آنتنهای تلویزیون تهران مورد پوشش قرار داده شده بود، در شهرستانها برنامههای تلویزیون كیفیت چندانی نداشت. یادم میآید پدرم میگفت برای آنكه بتوانید برنامههای تلویزیونی را بهتر تماشا كنید، انگشت سبابهتان را به انگشت شست بچسبانید و جلوی چشمتان قرار دهید بهطوری كه شبیه دوربین شود، اینگونه باعث میشود كه ما تصاویر را با تمركز بیشتری ببینیم.
دیدن اولین برنامههای تلویزیونی برایتان چه حال و هوایی داشت؟
احساس جالبی بود، خودم را جای قهرمان داستان قرار میدادم و همذاتپنداری میكردم.
فكر میكردید یك روز جزو بازیگران این جعبه جادویی قرار بگیرید؟
راستش را بخواهید بله، یكبار در همان سالها به پدرم گفتم من میخواهم بازیگر شوم، پدرم بهقدری ناراحت شد كه اندازه نداشت از طرفی هم مادربزرگم به من میگفت كه این محیط فضای خوبی ندارد، خدا را شكر انقلاب شد و بعد از آن شرایط سینما و تلویزیون بهتر شد و امثال من توانستندبه فعالیت بپردازند.
خاطرتان هست كه در دوران انقلاب تلویزیون چه برنامههایی داشت؟
در این دوران بیشتر اخبار پخش میشد و تلویزیون برنامه خاصی نداشت، اصلاً یكی، دو روز تلویزیون بهطور كامل برنامههایش قطع شده بود و بعد از آن ساعت برنامهها كوتاهتر شد
خاطرهای از این دوران به یاد دارید؟
بعد از اینكه ماموریت پدرم در شهرستان اهر تمام شد، ما به منزل خودمان در نیاوران برگشتیم، روزهای انقلاب، حدوداً 13 سال داشتم و در مدرسهای واقع در خیابان منظریه درس میخواندم، صحنههایی كه در این دوران بهخاطرم مانده از تحصن دانشآموزان است كه من هم در میان آنها بودم و شعار میدادم. عدهای نیزدر جلوی كاخ نیاوران تجمع میكردند و با آمدن گارد شعار «الله اكبر» سر میدادند.خلاصه حكایتی بود… آن زمان دیگر اوج خوشحالی مردم بود، مردم شادی را با تمام وجودشان احساس میكردند.
بهترین صحنه ای که از مبارزات مردمی بهخاطر دارید، چیست؟
پیاده شدن امامخمینی از هواپیما. آن زمان ما در مسیر میدان آزادی ایستاده بودیم و شاهد لحظه به لحظه شادی مردم بودیم.
از سالهای بعد از انقلاب بگویید و حضورتان در عرصه بازیگری.
بعد از انقلاب دیگر دیدم كه واقعاً آن شرایطی كه مدنظرم بوده، مهیا شده و این محیط هنری، از حالت ابتذال خارج شده است و میتوانم به خواسته قلبیام در دوران كودكی جامه عمل بپوشانم.
ایستادن جلوی دوربین برای اولینبار چه احساسی برای شما داشت؟
اولینبار سال 72 بود كه مقابل دوربین محمدعلی طالبی در فیلم «تیكتاك» ظاهر شدم، برای بازی در اولین سكانس دست و پایم میلرزید و نمیتوانستم. خلاصه با همكاری دوستان و دلگرمی آقای طالبی توانستم از پس نقشم بربیایم و در جشنواره فیلم فجر همان سال كاندیدای سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن شدم .
با اولین حقوق بازیگری چه كردید؟
مبلغ 40 هزار تومان دریافت كردم، برای پدر و مادرم هركدام یك هدیه خریدم، الباقی پول را هم تا به خودم آمدم دیدم خرج شده است (میخندد)
تبلیغات